چرا رژیم اسلامی کمر به سرکوب دراویش بسته است

نگارش: “شهرام. جناب”

 

نوشتن از «سرکوب درویشان گنابادی» نخست مستلزم شناختن درویشان است. یعنی ابتدا این که درویشان گنابادی که هستند و چه می خواهند می باید تعریف شود، سپس از سرکوب آنان گفته شود.

ما درویشان بیش تر از دو دهه است که آماج بگیر و ببند و بزن و بکش حکومت هستیم و هر بار که بین ما و نظام بی‌نظام ایران تنشی پیش می آید، سوژه تقبیح عده ای و تعریف عده ای دیگر می شویم. برخی ما را شکل دیگر مذهبی های حاکم می دانند و از این نگران و در هراسند که اگر حکومت به دست درویشان بیفتد، همان خون ها می ریزند که صوفیان صفویه ریختند. برخی نیز ما را گروه و سازمانی متشکل می دانند که در منازعات اجتماعی و سیاسی پشتیبان یکدیگر هستیم و از جانفشانی برای هم مسلک هایمان دریغ نداریم.

البته که هر دو این برداشت ها از اساس غلط است و هیچ پی و پایه ای در واقعیت ندارد؛ زیرا ساخته توهم این دو گروه و ناشی از ناآشنایی ایشان با درویشان و اساساً برخاسته از عدم آگاهی آنان از تصوف است و بیراه نیست اگر بگوییم درویشان هزینه همین ناآگاهی و بی اطلاعی جامعه را می دهند.

واقعیت این است که دراویش تابع زور و ستم و ظلم حکومت فقها نیستند و باور دارند که باید مقابل زور ایستاد.

در رویکرد به حوادث بهمن ماه ۹۶، باید گفت که پس از حمایت رهبر دراویش از جنبش اعتراضیِ مردم در دی ماه ۹۶، رژیم از مجذوبان و شخص دکتر تابنده کینه به دل گرفت. دکتر تابنده را در خانه اش زندانی کرد و رفت و آمدش را زیر کنترل گرفت و با سایت مجذوبان به روش هایی چندش انگیز بنای عناد گذاشت. ده ها سایت و کانال تلگرام -که پیش تر اسم بردم- درست کردند و شروع به تخریب دراویش کردند.

همان زمان یک عده لباس شخصی عربده کش و چاقوکش و چماقدار، از سوی حکومت گسیل شدند و دراویش را مورد ضرب و شتم قرار دادند .

صبح روز ۳۰ بهمن ماه ۹۶ و در شروع این صحنه آرایی خطرناکی که درویشان در آن گرفتار شده بودند، فرمانده نیروی انتظامی تهران راساً وارد کار شد. لباس شخصی ها هم همین‌طور. ریختند سر درویشان و بزن و بکشی مفصل راه انداختند. عده بی شماری را روانه زندان کردند و شکنجه کردند. اینان زندان ها را از قبل برای پذیرش تعداد زیادی زندانی آماده کرده بودند. در رسانه های حکومتی هم جوری وانمود کردند که گویی درویشان آشوب گر هستند. در حالی که کدام بی‌ خردی شورش را محدود می کند به یک کوچه و مقابل یک خانه!؟ درویشان اگر قصد شورش داشتند به گلستان هشتم و نهم و دهم و ششم هم می رفتند. چرا خودشان را در یک کوچه محصور کنند و بدهند دست لباس شخصی ها که آن طور پاره پوره شان کنند؟

سرانجام در سحرگاهان آن روز صدها درویش زندانی شدند. سایت مجذوبان نور به تعطیلی کشانده شد. و دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه به حصری دوچندان گرفتار آمد. و حکومت به خواسته اش رسید.

تلخ است ابراز این که حکومت ایران برخورد با تمام مسالک طریقت را در دستور کار خود گذاشته است. نوربخشی ها را آن طور به انزوا کشاندند و تعطیلشان کردند و با صفی علیشاهی ها آن کارها کردند. در سلسله گنابادی مشکل ایشان با شخص آقای دکتر نورعلی تابنده است و با هر درویشی که راه و روش این مرد حقوقدان آزاده را می پسندد. اما دکتر نورعلی تابنده زیر سایه‌‌ کسی نرفته است و زیر سلطه هیچکس هم نخواهد رفت. این پیرمرد در ۹۰ و اندی سالگی هنوز به آبادانی کشورش فکر می کند وگرنه که پیرانی در این سن، باید بر صندلی ننویی بنشینند و از طراوت گل های باغ تازه ‌آبیاری شده نفس تازه کنند.