نقض حقوق انسانیِ دراویش گنابادی در ایران

نگارش: “شهرام . ص”

 

چکیده:

آزادی عقیده و آزادی انتخاب، هر نوع فکر و باوری است که انسان بدون آنکه با نگرانی یا تجاوزی از سوی دیگران مواجه شود آن را حقیقت می‌پندارد. آزادی عقیده بر دو اصل شامل آزادی انتخاب دین و آزادی تفکر و عقل است. دراویش گنابادی نیز دارای عقیده مذهبی خاصی هستند و از آنجا که شیعه و مسلمان هستند بنابراین تفاوتی میان خود دیگر شیعیان نمی بینند اما معتقدند که اسلام یا درویشی آنها نه بر مدار فقه بلکه بر مدار عشق می‌گردد. مفهوم عشق نیز برای آنها نشانگر رویکردشان به انسان و جهان بر مبنای محبت، مدارا و صلح است. دراویش گنابادی همانند دیگر شیعیان نماز می خوانند و مذهب آنها از اسلام شیعه است اما از اسلامی که جمهوری اسلامی اعمال کرده متفاوت است. دراویش گنابادی چه گروهی هستند و در نظام  جمهوری اسلامی ایران چه هدفی را دنبال می کنند و مشکل حکومت جمهوری اسلامی و نهادهای مذهبی رسمی ایران با آنها چیست؟ و علت بازداشت دراویش و نقض حقوق مدنی آنان چیست؟ در این مقاله علل سرکوبی و بازداشت دراویش توسط حکومت ایران مورد نقد و بررسی قرار گرفته است و خواهیم گفت که حکومت به علت ترس سقوط رژیم از این گروه ترس داشته و همواره سعی در سرکوب آنان دارد.

 

مقدمه

اندک ‌زمانی پس از پیروزی انقلاب سال 1357 حمله به حسینیه‌ها و مراکز دراویش شدت گرفت. کرمان نخستین شهر بود، سپس حمله به مراکز دراویش به بسیاری از شهرهای ایران از جمله قم، کرج، تهران و بروجرد نیز کشیده شد و در این میان مقبره‌های بزرگان دراویش در ناحیه شاه‌ عبدالعظیم ویران گردید.عاملان این حملات عمدتاً از باورهای سنتی همچون صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، نوری همدانی، فاضل لنکرانی و مکارم شیرازی تغذیه می‌ گرفتند. انگیزه این حملات هم عمدتاً منحرف کردن جوانان از تفکر و عقاید آنها عنوان می‌شد. یکی از هدف‌های اصلی جمهوری اسلامی، مقابله با نفوذ رو به افزایش شمار پیروان دراویش گنابادی بوده است. آیت الله محمد مدنی گنابادی، رئیس حوزه علمیه گناباد نیز در سال ۱۳۸۹ دراویش گنابادی را موش خانگی نامیده بود که باید با سم نابود شوند، زیرا به گفته او جوان‌ها را فریب می‌دهند. محمد مدنی از همفکران خمینی بود. در این مقاله خواهیم گفت که سرکوب دراویش گنابادی فقط به خاطر عقیده و باورهایشان است و رژیم جمهوری اسلامی ایران حقوق بشری آنان را رعایت نکرده است.

 

بخش اول: آغاز خشونت علیه دراویش در ایران

11 اردیبهشت ۱۳۸۸ دروایش گنابادی با صدور اطلاعیه‌ای از کاندیدای  مهدی کروبی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حمایت کردند. شورای هماهنگی  ستاد انتخابات  دراویش گنابادی معروف به “مجذوبان نور” با انتشار اطلاعیه‌ای خطاب به مهدی کروبی این چنین گفته بود:

«پیرو مذاکرات حضوری با حضرتعالی، جلسه‌ای با حضور چند تن از وکلا و حقوقدانان دراویش گنابادی منعقد و مقرر شد در مقام سپاسگزاری از کوششی که برای دفع ستم از دراویش گنابادی معمول فرموده‌اید، ستاد مستقل مردمی با نام «مجذوبان نور» در حمایت از شما در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران تشکیل و آقای فرشید یداللهی فارسی از دراویش گنابادی و وکیل دادگستری و عضو کمیسیون حقوق بشر کانون وکلاء به عنوان ریاست ستاد انتخابات شده و به حضور شما معرفی می شود».

شیعیان سنتی و مذهبی به تقلید از یک “مرجع فقهی” معتقدند و دستور ولی فقیه را به عنوان فقیه و جانشین خدا اجرا می کنند. قداست برای دراویش گنابادی در دوران غیبت در وجود منجی آنها متجلی می‌شود، مقامی که در حال حاضر از آن نورعلی تابنده یاد می شود. یکی از موضوعات بحث ‌برانگیز و مورد مناقشه‌ای که باعث حملاتی هم به درویشان شده، مراسم  پابوسی نورعلی تابنده توسط پیروان او است. دراویش اما این مراسم را نشانه عبادت  و  آدم ‌پرستی نمی دانند بلکه نماد اوج محبت و صمیمیت و رابطه عاشق و معشوقی به رهبرشان( نورعلی تابنده ) می‌دانند، حرکتی که به باور آنها ایمان قلبی می بخشد. دراویش می‌گویند که تعظیم آنها در مقابل نورعلی تابنده به عنوان قدیسی در دوران غیبت، مانند به خاک افتادن یک شیعه در برابر امام خود است و به همین علت حکومت از دراویش به عنوان یکی از گروهک‌های چهارگانه‌ی خطرناک برای نظام نام برده بود و مرژیم ایران معتقد است که دراویش  تفکرات وحشتناک دارند و بر این باور هستند که این گروهک ها نباید رشد کنند و به همین علت وزارت اطلاعات عده‌ زیادی از آنان را دستگیر کرده است و بنابر گزارش‌ها تعداد ۵۰۰ نفر درویش بازداشت شده اند که ۳۶۰ نفر از آنها هنوز در زندان هستند و از سرنوشت انها اطلاع دقیقی وجود ندارد.

 

بخش دوم: علت هراس حکومت ایران از دراویش گنابادی

دراویش گنابادی طی سال‌های پس از انقلاب و به ‌ویژه در دهه اخیر بارها به زندان محکوم شده اند و با اتهام‌هایی نظیر تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی و یا عضویت در گروه انحرافی معروف به مجذوبان نور، روبه ‌رو بوده‌اند. جمهوری اسلامی همواره ادعا می‌کند که کسی را به دلیل باورهایش به زندان نمی‌اندازد. طبق اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و محاکمه قرار داد. اما کارکرد مؤسسات مختلف جمهوری اسلامی برای مقابله با دراویش که آن را گروه ضد انقلاب می‌خوانند و رفتار حکومت با درویشان و خانواده های آنان، چیز دیگری را نشان می‌دهد. جمهوری اسلامی و روحانیون در 40 دهه اخیر نشان داده است که در ارتباط با هر جریان فکری یا عقیدتی به دو علت هراس دارد: 1- قدرت تبدیل شدن دراویش به تشکیلاتی متمرکز 2- تغییر افکار عمومی علیه رژیم. دراویش گنابادی نیز در این میان از هر دوی این مشخصه‌ها برخوردار هستند و برای حکومت خطر بزرگ  محسوب می شود.

 

نتیجه گیری

آنچه که مسلم است این است که دراویش گنابادی اعتقاد به ولایت فقیه ندارند و آنان معتقد هستند که در زمان غیبت امام زمان، منجی آنان نورعلی تابنده است و نه آیت الله خامنه ای . فلذا اعتقاد به درویشی آنها بر اصول فقه نیست و رویکردشان به انسان و جهان بر مبنای محبت، مدارا و صلح است. روحانیون ایران از دراویش گنابادی به عنوان موش یاد می کنند و بر این باور هستند که باید با سم نابود شوند زیرا به گفته آنان، دراویش  جوان‌ها را فریب می‌دهند و عقاید غیر فقهی را به جوانان آموزش می دهند و مهمتر آنکه دراویش می‌گویند که تعظیم آنها در مقابل نورعلی تابنده به عنوان قدیسی در دوران غیبت است و تعظیم در مقابل رهبر جمهوری اسلامی (آیت الله خامنه ای) را گناه بزرگ می دانند و به همین علت حکومت با هدف بقای روحانیت، از دراویش به عنوان یکی از گروهک‌های چهارگانه‌ خطرناک برای نظام نام برده و معتقد است که این گروهک ها نباید رشد کنند و در نتیجه باید خاموش شوند و بر این اساس اقدام به شکنجه و حبس طولانی مدت دراویش می کند. باید افزود که اقدامات رژیم ایران منطقی نبوده و خارج از عدالت است ولازم است که فعالین حقوق بشر و مجامع بین المللی با ورود در این موضوع، خواهان آزادی دراویش بیگناه از زندانها شوند.

* نگارنده نیز با تحریر این مقاله خواستار عذر خواهی رژیم ایران از دراویش و آزادی سریع آنها از زندانها است و تنها راه آزادی عقیده و آزادی انتخاب دین، سقوط رژیم جمهوری اسلامی ایران است.