سرکوب و تبعیض علیه زنان در ایران همچنان ادامه دارد

نگارش: بهناز . ب

 

هر سال تابستان، رژیم اسلامی بر دامنه فشار و سرکوب مردم بویژه زنان می افزاید تا از این طریق با  ایجاد رعب و وحشت مردم را مجبور به رعایت عقب مانده ترین، واپس مانده ترین و غیر انسانی ترین قوانین و نظم اجتماعی نماید. قوانین حقوقی، سیاسی و چارچوبهای فرهنگی که نابرابری، سرکوب، توهین و تحقیر آن برای مردم بویژه زنان ثابت شده است.

 

سرکوب-زنان

خوشبختانه رژیم اسلامی پس از ۴۰ سال، با تمام دستگاه تبلیغاتی و امکانات فرهنگی، ارگانهای قضائی و اهرم های سرکوب نتوانسته است جامعه دلخواه اسلامی خود را بوجود آورد.

 

سرکوب اجتماعی همه اقشار و طبقات جامعه محوری ترین و تنها وسیله ای است که رژیم جمهوری اسلامی از همان ابتدا برای تثبیت و ادامه حیات خود به آن متوسل شد. از دو سال پیش، با توجه به شدت و وخامت اوضاع اقتصادی، افزایش اعتصابات و اعتراضات کارگری و همچنین رشد جنبش های اجتماعی آزادیخواهانه و برابری طلبانه زنان و دانشجویان اهنگ سرکوب رژیم اسلامی هم شدت بیشتری گرفته است.  با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی موجود طرح امنیت اجتماعی دو هدف را در راستای هم در نظر دارد.

 

۱- سرکوب جنبش مردمی

 

۲- سرکوب و ارعاب جنبش زنان

 

در باب اول، رژیم قصد ترساندن و ارعاب و کنترل جامعه را همانند گذشته دنبال می کند.

 

اما در باب دوم، که موضوع اصلی مقاله است، بحث سخت گیری بیشتر و سرکوب جنبش زنان است.

امروز در سایه رژیم جمهوری اسلامی، اصول و سیاستهای زن ستیز آن، تبعیضات جنسی، نابرابری و سرکوب زنان در تمامی ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. بی حقوقی و نابرابری زنان در دیکتاتوری اسلامی موضوعی است فرا طبقاتی، زیرا تمام زنان از هر طبقه و قشری، کارگر، زحمتکش و عادی، از نظر حقوقی سهم برابر در ارث ندارند، از حق قضاوت بعنوان یک شغل محروم هستند، حق طلاق بعنوان یک پدیده اجتماعی را ندارند، حق نگهداری فرزندی را که بدنیا آورده  اند از آنها سلب شده است، شهادت آنها در دادگاه به عنوان یک انسان هیچ رسمیتی ندارد و در انتهای همه این رسوائی های اسلام در قرن ۲۱ باید سرکوب سیاسی و اجتماعی یعنی حجاب اسلامی را بپذیرند.

 

مجموعه قوانین حقوقی، سیاسی و اجتماعی که هیچ مفهوم و معنی جز نابرابری، بی عدالتی، سرکوب توهین و تحقیر انسانی ندارند. در رژیم جمهوری اسلامی زنان تنها در زندان، شکنجه، اعدام و سنگسار حق برابر دارند و نه چیزی دیگر. اولین بی حقوقی و سرکوب سیاسی و انسانی زنان از حجاب اسلامی شروع می شود و تا حقوق دیگر پیش میرود. زیرا کودکان ۷ و ۸ ساله دختر قبل از داشتن هر رویای کودکانه و قبل از یاد گیری الف بای خواندن و نوشتن باید حجاب اسلامی را بشناسند. هر جریانی که حجاب اسلامی، این نماد تمام عیار مذهب اسلام را بعنوان یک معضل و سرکوب سیاسی و اجتماعی دائمی ارزیابی نکند و مبارزه برای لغو حجاب را مسئله ای بی اهمیت، در حاشیه، فرعی و یا مطالبه ای غیرانسانی ارزیابی کند یا اساسا درکی از مسائل زنان و مبارزات و مطالبات برابری طلبانه آنان ندارد و یا جریانی است که چه بخواهد و چه نخواهد در راستای سیاستها و برنامه های سرکوبگرایانه رژیم اسلامی حرکت میکند.

 

از طرف دیگر هیچ جریان و گروه مترقی نمی تواند در مقابل این مطالبه “لغو حجاب اسلامی” اولین خواسته ای که مفهوم آزادیخواهی و برابری طلبی را منعکس میکند و دقیقا پاشنه آشیل نه تنها رژیم اسلامی بلکه مذهب اسلام است سکوت کند. در مقولات سیاسی و اجتماعی هیچ بی طرفی و سکوتی بدون معنی و مفهوم نمی تواند باشد، سکوت در مقابل مبارزه برای لغو حجاب اسلامی به معنی تائید سرکوب و همسوئی با چنین سیاستی است. با توجه به شرایط کشورمان و مطالبات وخواستهای مبارزاتی جنبش های اجتماعی زنان و دانشجویان، مبارزه زنان برای ازادی، رهائی و برابری از کانال مبارزه برای لغو حجاب اسلامی و جدائی کامل و بدون قید و شرط مذهب از زندگی مردم میگذرد. همانگونه که اشاره شد حجاب پاشنه آشیل رژیم اسلامی است که میتواند طیف وسیعی از زنان، کارگر، زحمتکش، معلم و دانشجو را به صف مبارزه ای رادیکال بکشاند. تجربه چند سال اخیر نشان داده است که آمادگی و پتانسیل زنان و جوانان در این مبارزه قابل لمس تر و عینی تراز مبارزه برای حقوق پایمال شده دیگر است. به همین دلیل از فعالین و تشکلهای جنبش زنان می خواهم که برنامه های عملی خود را در جهت مبارزه برای لغو حجاب اسلامی بعنوان اولین گام در داخل و خارج متمرکز نمایند.

 

رژیم های دیکتاتوری و توتالیتر، در برابر جنبش های اجتماعی ضعیف و شکننده هستند، از جمله رژیم فاشیستی مذهبی حاکم بر ایران.