آنچه باید در مورد وضعیت زنان در ایران بدانیم

 

نکته اول: قوانین رژیم اسلامی ایران، بازتولید خشونت در خانواده و جامعه هستند

بدون شک قوانین مدنی و قوانین مجازات اسلامی در مباحث و مواد مختلف تبعیضات گسترده‌ای را نسبت به زنان اعمال کرده‌اند. گرچه کارشناسان خشونت علیه زنان را با فرهنگ مردسالار رایج در جامعه مرتبط می‌دانند اما قوانین و سیاست‌های تبعیض‌آمیز خشونت را تشدید و تولید می‌کنند و تلاش‌نهادهای مدنی را ناکام می‌سازند.

درحالی که حکومت‌ها موظفند جهت پیشگیری از گردش خشونت در جامعه به حمایت افراد در عرصه خصوصی بپردازند. حکومت اسلامی ایران تحت عنوان قوانین حمایت از خانواده به خشونت مشروعیت می‌بشخد و زنان و کودکان، قربانیان اصلی آن هستند.

قوانینی که کشتن زن به دلیل داشتن رابطه با مرد دیگر، اجبار زن به برقراری رابطه جنسی با شوهر، کتک زدن زن توسط شوهر، محدودکردن رفت و آمدهای او، منع زن از ادامه تحصیل و کار، جلوگیری از خروج زن از کشور توسط شوهر و بسیاری خشونت‌های دیگر را مجاز و قانونی کرده است.

به گفته کارشناسان بی‌توجهی قوانین ایران نسبت به مسئله خشونت علیه زنان ایران را تا ٥ سال آینده با مشکلات بیشتری در رابطه با فروپاشی خانواده‌ها، طلاق و بزهکاری در خانواده‌ها مواجه خواهد کرد.

 

نکته دوم: خشونت ساختاری روز به روز در ایران در حال افزایش است

آماری در رابطه با خشونت علیه زنان در ایران وجود ندارد و علاوه بر خشونت فیزیکی و خانواده که شناخته شده است نوع دیگری از خشونت علیه زنان وجود دارد که از آن به عنوان خشونت ساختاری یاد می‌کنند و این نوع خشونت زمانی شکل می‌گیرد که ساختار یک جامعه زنان را از دستیابی به امتیازات و امکانات اجتماعی دور نگه دارد .

جامعه‌شناسان معتقدند قوانین در ایران خشونت را به جامعه تزریق کرده و باعث گردش و افزایش خشونت گردیده و فعالان جنبش زن این قوانین و لایحه‌ها را اعمال خشونت آشکار نسبت به زنان و خصوصا زنان طبقات محروم جامعه دانسته‌اند. مسایل مهمی چون ازدواج موقت، کاهش سن ازدواج دختران و مواد ارتجاعی لایحه ضد خانواده، طرح عفاف و حجاب، نابرابری در محیط کار، دستمزد کمتر زنان در مقابل کار مساوی با مردان، اخراج زنان کارگر به ویژه زنانی که باردار می‌شوند، فشار اقتصادی بر زنان سرپرست خانوار و نابرابری در یافتن شغل از نماد‌های روشن اعمال خشونت بر ضد زنان در قوانین حکومت ایران است.

بنابراین در جامعه ایران خشونت قانونی است، قوانین خشونت را فرهنگ سازی می‌کنند و حکومت ایران نمی‌خواهد چرخه خشونت را قطع کند، زیرا متوقف کردن خشونت راه‌حل‌های عمومی دارد که عبارتند از: تغییر قوانین، تشدید مجازات خشونت‌کنندگان، ایجاد خانه‌های امن و فرهنگ سازی برای حساس کردن مردم نسبت به خشونت.

 

نکته سوم: تبعیض و عدم امنیت اصلی‌ترین چالش زنان ایرانی است

زنان ایران احساس می‌کنند به عنوان شهروند درجه دو در جامعه حضور دارند و تا زمانی که این احساس در حوزه اقتصاد، سیاست، فرهنگ و خانواده وجود داشته باشد، پذیرش حق زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه نادیده گرفته می‌شود.

باید قبل از اینکه جنسیت زنان معنا دار شود انسانیت آنها مورد توجه قرار گیرد و نقش اجتماعی آنان به عنوان عناصر برجسته جامعه در نظر گرفته شود.

تمرکز روی این مساله به ما کمک می‌کند که دیگر در جامعه دغدغه‌ای به نام خشونت نداشته باشیم، همچنین زمانی که فرصت‌های شغلی ایجاد می‌کنیم باید زنان جامعه را در نظر بگیریم تا سهم زنان از ارتقا شغلی نادیده گرفته نشود.

متاسفانه در جامعه ایران با بهانه‌هایی مانند شایسته سالاری، سرپرست خانوار بودن، مهارت داشتن و تجربه اندوزی از اشتغال زنان جلوگیری می‌شود بنابراین باید به زن با نگاه انسانی بنگریند تا فضای ارتقا شغلی برای آنان نیز فراهم شود